خرید بک لینک

|| SafeZONE ||

" i am a yodeler ,and, this is a house of my mind "

خاک خورده.

غرق شدن توی دنیای ایده هات خیلی خوبه .
اما فقط مواقعی ک شرایط و اجازه ی کارای مهم دیگه ی زندگیتم داشته باشی و پیش بری با اراده ای ک واقعا داری اما نمیشه ازش استفاده کنی و راکد شدی.
اون موقع چ غرق شدن چ نشدن توی ایده ها مساویه با تلف شدن.
23:32
من بابت همه چی از معبودم هم سپاسگزارم هم عذرخواهم.
سالی ک گذشت پر از تعلیق هایی بود ک نمیخوام هیچوقت دیگه تکرار بشن.تا قبلش با درس بود و فرصت هاو شادی ها و دردهای جادویی ک بهم ایده های درخشان دادن واسه عمل بهشون واسه ی پارسال تا به بعدش.
امسال رو از اولش با اراده و برنامه ابتدا کردم، حتی از دوماه قبلشو؛
امیدوارم برنامه هام در رضای معبودم و در راستای اهدافم پیش بره.
خواب هایی ک دیدمو فال نیک میگیرم به آخری که اونم پنجاه درصدش فقط یه حسه خوب داشت و مابقیش معنی همون قبلیا .
پرونده ی همه مسائلمو مرور کردم ...
چیزی ک میخوام مقابلش گشاده تر و خوشبین تر باشم کاره.
خیلی چیزارو باورم نمیشه ،اما مهم نیست ، من برای افسرده نبودن آماده ام چون ب خودم گفته بودم خیلی خسته ام ازش.
از تمام محدودیت ها و تعلیق ها و سپردن به چیزا و کسایی که نمیدونم.
نباید بگم میخوام امیدوار باشم تا پیش از رفتن خوبه که اینا اوکی بشن؟!...
وقتی افسردگی عمیق و طولانی مدت بشه، تمام توجیهات انسان برای ادامه بهش ته میکشه و بهونه تلقی میشه . (تو تجربه و دنیای من)
من به اونجا رسیدم.تهش ، که با دردش درنهایت لبخند و لذت و شکوفاییه.یا کلا از دردش میمیری یا دوباره زنده و شکوفا میشی. چیزی که چندبار تجربه اش کردم.اما این دوره ی زندگی و روحی محکم در عین موانعش رو ، نمیخوام بگم اگر ب خروجی ای ک میخوام ختم نشه چیکار میکنم و چیمیشه، فقط هدف و فعالیت برای تلاش و نتیجم تعیین میکنم.ب تنها کسی ک بسپارم معبودمه.
چون از پارسال اول تابستون تا خوده همین ثانیه و دقیقه و ساعت 23:58 بدون در نظر گرفتن وقفه های خیلی کوتاه، مادام جدا از افکار و نگرانیه افعالات واجب مسیر و زندگیم،جسم و روانم حالی داشته ک فقط درکش برای خودمه و میدونم برای خوب کردنش فقط باید توانا و مستقل و بعداز معبودم ،متکی به خودم باشم، چون این منم ک فقط درد خودمو میفهمم و میتونم خوبش کنم .چ روحی چ جسمی0:00

خودت بشو قدرتمو از کوچکترین نشدنی های خوبی ک میخوامو خودت کن روتین باور شده ام.

تو خودت خوب میدونی.پیشا پیش ممنونم .

+باورم نمیشه 4 ساله بابامو ندیدم و حتی صداشو نشنیدمو دستاشو نگرفتم و بهش مادام نگفتم دوستت دارمو ازت ممنونم ک هستی.
باورم نمیشه از تابستون صدتا پیشنهاد کاری داشتم و پیدا کردمو تا سال آینده اش هم همه چی رو هوا بود
حرف دارم ولی همینم زیاده و چه زدنش چ با نزدنش فرقی ایجاد نمیشه.

برچسب: نویسنده: یگانه زارعیان تاريخ: شنبه 14 شهريور 1405 ساعت: 10:00

صفحه بندی