خرید بک لینک

|| SafeZONE ||

" i am a yodeler ,and, this is a house of my mind "

ته خط؟

کاش جملات و کلماتی پیدا میکردم برای وصف احساسات و افکارم.

به اینکه چ حسی از قضاوت ها،

بسته بودن دست هام

اشتباها و

ناتوانی ها و نشد هایی دارم ک تنها راه نجاتمن .

ب اینکه وضع روحی همیشه بسته به جسم نیست و

حالا ک اینقدر احساس نابودی میکنم، بخاطر تمام بنبست هامه،

توی همه چیز به بنبست رسیدم .حتی احساسات.

ببخش منو اگر باوجود علاقه ب اطمینان بتو

واقعا دلم میخواد نباشم .

من هنوزم بهت ایمان دارم ،

چون فهمیدم وجود این پدیده فقط در راستای نیازهام نباید باشه.

بیشترین چیزی ک با درد قلبیم ازت خواستم و همه ازش ناامید بودن رو با کمال تعجب و سادگی یجورایی حل کردی.

اما بازم خودت میبینی و میدونی.

من دیگه نمیتونم کاری کنم .و هیچ کاری نمیکنم.هیچ کاری.

قسم خورده بودم تلاش کنم تا یه فرسوده ی ناتوان نباشم،

اما انگار هیچ اهمیت ،ارزش، و مهمتر تاثیری نداره.موانع بیشتر ازاون چیزین ک طبیعیه.

خواستم هرچه زودتر برای روی پای خودم بودن و رهایی از خیلی سنگینی های روی دوشم تلاش کنم .

بااین حال دیگه نمیتونم چشم اندازی داشته باشم.امیدوارم این خواب زمستونیِ زندگیم ک هیچ فصلِ دیگه ای نداره تموم بشه.

leaving tonight __the neighborhood.

برچسب: نویسنده: یگانه زارعیان تاريخ: شنبه 14 شهريور 1405 ساعت: 10:00

صفحه بندی